تبليغاتX
طنين ذهن من طنین ذهن من
تو را دوست می دارم
آنگاه که خود هستی

تو را نمی شناسم
در آن هنگام که دیگری هستی.

هرگاه خود را از خود می رانیم
تنها تنی هستیم
که شاید تنها برای سیر کردن هوس کافی باشیم.

آنگاه که به خود بازگردیم
تنی هستیم با روحی از آن خود
یارای سیر کردن تن و روح همدیگر

بیا خود باشیم
روح هامان تشنه مانده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15:44  توسط ب.م.سیب  | 

وفادار موندن سخته. اگه وفادار نباشی تنها میشی.

                                                                     جمله از فیلم سینما پارادیزو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 16:23  توسط ب.م.سیب  | 

کتاب خاطرات روسپیان سودازده من (خاطرات دلبرکان غمگین من) نوشته گابریل گارسیا مارکز که در ایران اجازه چاپ نیافته بود از طرف نشر ایران در آمریکا چاپ و منتشر و برای ایرانیان بهره مند از سانسور به صورت رایگان در اینترنت قرار گرفت. (ادامه مطلب)...

 

در صورت دانلود نشدن يا فيلتر شدن سايت اصلي مي توانيد فايل PDF  اين كتاب را از اینجا دانلود كنيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 20:20  توسط ب.م.سیب  | 

غمی دارم ز تنهایی
غمی دارم ز بی تایی

(صدای قلب خود را من
به روی پوست می بینم)

غمم شاد است
غمم غمگین
چه بی اندازه و رنگین
میان هم صدایی ها
پر است از فتنه ای ننگین
نمی دانم چه می آید
چرا فردا نمی آید

نمی دانم که آیا من
در این دنیای بی مأمن
توان من شدن دارم؟...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:33  توسط ب.م.سیب  | 

وقتی مقامات معظم رهبری و رییس جمهوری و قوه قضاییه و رییس مجلس و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس مجلس خبرگان و ... از تقریب و تشریک و دوستی و رفاقت و ... بین مذاهب مختلف در ایران سخن می گویند، مفهومش همین است که عده ای بچه جغله ی عقده ای که امر به معروف و نهی از منکر را در خالی کردن عقده های خود به وسیله کتک زدن مردم یافته اند، به محل عبادت عده ای حمله کنند (حال به هر نام. مسجد - خانقاه حسینیه یا ...) به جانشان بیفتند و به بهانه صوفی بودن و درویش بودن و مخالف عزاداری امام حسین بودن آنها را به قصد کشت کتک بزنند و حتی عده ای از آنها را که زن و فرزند هم دارند زیر ضرب باتوم به قتل برسانند و بقیه را دستگیر و به نقاط نامعلوم ببرند و شکنجه کنند و سپس برای فرار از انتقاد و اعتراض مردم و دست پیش گرفتن برای پس نیفتادن کاغذی در شهر پخش کنند که آری آنها "در حقیقت با تعالیم ناب تشیع و عرفان حقیقی فرسنگ ها فاصله دارند و فرقه ای جدا از تشیع می باشند" و محل عبادت آنها را با خاک یکسان کنند و به ما بفهمانند که از دید شیعه، حکم غیر شیعه مردن به طرز وحشیانه است. ظاهرا این از تعالیم اسلام در ایران است.

لابد این نوشته هم بر ضد قوانین جمهوری اسلامی و بر ضد نظام شناخته میشه و مشمول طرح فیلترینگ وبلاگ و شاید نویسنده وبلاگ میشه. آخه نه انتقاد در ایران کاملا آزاد است و مهد آزادی هستیم؛ از این بابت!

لعنت بر مردمی که برای رسیدن به آزادی منتظر قدرتی در آنسوی جهان باشند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 7:53  توسط ب.م.سیب  | 

چرخ بود جاي شرف خاک بود جاي تلف
باز رهم زين دو خطر چون بر سلطان برسم
عالم اين خاک و هوا گوهر کفر است وفنا
در دل کفر آمده ام تا که به ايمان برسم

                                                  مولانا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 6:39  توسط ب.م.سیب  | 

چند وقت پيش دختري رو ديدم كه در حال صحبت راحع به مرد خوش تيپ بود. براي نمونه يكي از بازيگران جوان ايران (يادم نيست كي)‌ رو نام برد. با آب و تاب فراوان و تاكيد و تكرار حرف مي زد اما با كلمات ساده.

چند روز پيش يكي از دوستانم رو ديدم. در حال تورق يكي از مجلات زرد بود. به عكس ب.ط رسيد و گفت « اين لعنتي ام خيلي نازه. هر كي بگيرش حسابي برده» و من برام سوال شد چي رو برده؟

دختران براي تعريف و تمجيد از شخصيت مورد علاقه‌شون  از كلمات ساده و توصيفات بچگانه استفاده مي كنند. اما پسران جسارت! بيشتر به خرج داده و ميل جنسي خودشون رو بيشتر در اين توصيفات دخالت مي دهند. البته شايد دختر ها نيز در بين هم‌جنسان و باز شايد هم‌سالان خودشون از اين گونه توصيفات هم استفاه كنند؟!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:59  توسط ب.م.سیب  | 

من همسفر شراب از زرد به سرخ
من همره اضطراب از زرد به سرخ
یک روز به شوق هجرتی خواهم کرد
چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ

                                                          قیصر امین پور

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:58  توسط ب.م.سیب  | 

به نجوای قلبت گوش فرا ده. هر تپشی با خود٬ گذشته را می برد و تپش های پیش رو حکایت از آینده دارند. زندگی در گذشته٬ یعنی ایست قلبی!
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 20:8  توسط ب.م.سیب  | 

تا به حال بسیار رفته ام. هر روز قدمی از پس قدم های قبلی و هر روز امیدی برای رسیدن به موفقیتی تازه. شاید قدم بعدی همراه با موفقیت باشد. قدم به قدم تا...
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 7:23  توسط ب.م.سیب  | 

شقایق گفت: خوش بین کسی است که جدولش را با خودنویس حل می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:17  توسط ب.م.سیب  | 

زرد و سرخ و ارغوانی

برگ درختان پاییز

می ریزند بر زمین

آرزو های ما نیز

                              امیر حسین سام

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 19:36  توسط ب.م.سیب  | 

به ساعت زل زده بود تا ببینه عقربه ها چطور حرکت می کنند. نیم ساعت گذشته بود اما متوجه حرکت عقربه ها نشده بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:16  توسط ب.م.سیب  | 

آیا همانقدر که پیش از نوشتن٬ می اندیشم٬ قدرت اندیشیدن به نوشته های دیگران هم دارم؟ نظرات دیگران را برای تایید می خواهم یا ...؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 6:38  توسط ب.م.سیب  | 

ای باران از غصه ام آگاهی

بزنم خاکش ز اشکم نپرسم چرا تنهایی

بگو به خاکم نشین ای ماهی

می باری بر مزارش خوش به حالت که بارانی

از قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همی

تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان است

باران دیده ام همدم شبم، یار آنچنان است

جان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگردد

ماهم به زیرخاک و دلم در این ظلمت زمان است

افشین یدالهی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 10:33  توسط ب.م.سیب  | 

هیچ وقت هم صحبت خوبی برای کسی نبودم و نیستم. به سه دلیل. ۱- سعی می کنم رک و راست حرف بزنم و این به مزاق کسی خوش نمی آد(معمولا) ۲- خیلی وقت ها حرف خودم رو تکذیب و عوض می کنم که این هم باعث عدم اعتماد طرف مقابل میشه. ۳- با هیچ کس انقدر نزدیک نبودم که تمام راز های زندگیمو در اختیارش بگذارم و در مقابل اون هم همین کارو بکنه.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:4  توسط ب.م.سیب  | 

در تاریکی رنگ ها فقط طیفی از سیاه تا سفیدند. چون نور می تابد طیف ها گسترده می شوند اما باز از سفید تا سیاه!
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 8:35  توسط ب.م.سیب  | 

اگر به helloyahoomail.net برويد با شرح كوچكي از سرزمين ايران و ملت ايران به انگليسي سليس مواجه مي‌شويد كه يكي از بهترين شرح‌هاي كوتاهي است كه از مردم ايران و سرزمين‌شان آمده‌است.
منظور از بمب گوگلي هم اين است كه در وب‌سايت‌هايمان آن را به هم لينك بدهيم كه باتوجه به ساختار جست‌وجوي گوگل، اين سايت در صدر نتايج جست‌وجوي كليدواژه «Yahoo mail» قرار بگيرد و مردم جهان و به‌خصوص گردانندگان ياهو مجبورشوند آن‌را بخوانند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 20:14  توسط ب.م.سیب  | 

بهترین راه پیش بینی آینده آفریدن آن است.

(این جمله رو در سایت هنر شرق دیدم)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 16:1  توسط ب.م.سیب  | 

ریسه ای که خویشان حقیقی را به هم پیوند می دهد نه همخونی بلکه زنجیره ای از شادمانگی ها و حرمت نهادن هاست. نادر است زیر یک سقف بالیدن خویشان.

اوهام-ریچارد باخ-سپیده عندلیب

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:54  توسط ب.م.سیب  | 

رنگ ها همه زیبا هستند. این ما هستیم که با نسبت دادن اون ها به چیز های مختلف چهره ای غمگین یا شاد ازشون ترسیم می کنیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:51  توسط ب.م.سیب  | 

الگو برداری با فکر از رفتار ها و حرف های دیگران می تونه مفید باشه اما مسخ کسی شدن ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:25  توسط ب.م.سیب  | 

چیز غریبی است. گاه از کسی می شنوی:"تو را دوست می دارم به خاطر آنچه هستی. نه آنچه می نمایی" گاه می شنوی" تو را دوست می دارم نه به خاطر خودت بلکه به خاطر شخصیتی که در با تو بودن می یابم" گاه می شنوی:"عشق رطوبت چندش انگیز پلشتی است" گاه می شنوی:"...عشق رازی است..." و ...

اطرافمون رو پر کردیم با این جملات که با احساسات لحظه ای خودمان همراه می کنیم!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 23:29  توسط ب.م.سیب  | 

هر گاه از حرف دیگران برداشت بد کردم دیگران هم از حرف من برداشت بد کردند. هر گاه این را انکار کردم  دیگران هم این را انکار کردند. همه پاکیم و در درون ...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 16:0  توسط ب.م.سیب  | 

زني طوطي خريد تا همدم او شود و با او صحبت كند. اما از زمان خريدن طوطي تا چندين روز مدام به فروشنده مراجعه مي كرد و از حرف نزدن طوطي شكايت مي كرد و فروشنده هم هر روز نسخه اي براي به حرف آوردن طوطي به زن مي داد از جمله گذاشتن نردبان و آيينه و تاب و ... اما باز هم ساكت بود. روزي زن، غمگيمن نزد فروشنده رفت و گفت: «طوطي مرد» فروشنده با تعجب گفت:«چي؟ آخر هم حرف نزد؟» زن گفت:«چرا. گفت در آن مغازه غذاي طوطي پيدا نمي شود؟»

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 15:58  توسط ب.م.سیب  | 

اگر عاشق کسی شدی باید به اون هم حق بدی که عاشق تو باشه.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 6:48  توسط ب.م.سیب  | 

همیشه وقتی کاری رو شروع می کنم دنبال دلیلی برای انجام ندادنش می گردم.

 

یادم نمی آد کاری رو تموم کرده باشم. همیشه دلیلی هست!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:7  توسط ب.م.سیب  | 

خرگوش دريايي موجودي دو جنسي است. به شكلي كه از عقب ماده و از جلو نر هستند.  در اصل نر و ماده بودن اين جاندار بستگي دارد كه از كدام طرف به خرگوش دريايي ديگر برخورد كند. گاهي اتفاق مي افتد كه چندين خرگوش دريايي به همديگر رسيده و به يكديگر متصل مي شوند. در اين حالت جانور جلويي نقش ماده  نفرات وسط نر و ماده (هر دو با هم) و نفر آخر نقش نر را ايفا مي كند. گاهي همگي به هم چسبيده و يك زنجيره ي دو جنسي را ايجاد مي كنند!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 8:27  توسط ب.م.سیب  | 

تو این کارو کردی (اینو گفتی)

تو داری این کارو می کنی(اینو می گی)

تو باید این کارو بکنی(باید اینو بگی)

اما یادم نمی آد کسی بهم گفته باشه بیا کمکت کنم. همه فقط بیننده اند. بیننده خودخواه و پررو!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 7:28  توسط ب.م.سیب  | 

سکوت سرشار از ترس است

                        ترس از گفتن

و شنیدن

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 12:4  توسط ب.م.سیب  | 

هر روز صدای پرنده ای از جلوی اتاقم روحم رو نوازش می داد. یک روز به طرف پنجره رفتم تا خالق این صدا رو ببینم. پنجره رو باز کردم و در یک لحظه پرنده بی صدا پرواز کرد و با صدایش رفت. برای همیشه.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:58  توسط ب.م.سیب  | 

دکتر احمدی نژاد: « دولت در آینده نزدیک منتقدان خود را تشویق می ‏کند»

تفسیر:

انتقاد کن. اما انتقادی که بشه ماستمالی کرد. اما اگه اومدی و نسازی و حرفی بزنی که نشه جمعش کرد دیگه با خودت. اگه با مایی، هستی اما اگر نیستی به قول اون یارو هیچ وقت نبودی!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 8:24  توسط ب.م.سیب  |