روی هم رفته حدود ۴ مگابایت حجمشونه.
اگر مایل بودید و اینترنت پرسرعتی در اختیار داشتید از این آدرس می تونید مجموعه ای از بهترین های رشید بهبودف رو دانلود کنید. (حجم حدود ۱۰۰ مگابایت)
توضیحات اولیه آیدین: رشید بهبودف فقط دو بند اول آیریلیق رو خونده و آقای سلیمی هم فقط برای سه بند اول آهنگ ساختن. بقیه ربطی به ترانه نداره. سراینده این ترانه هم آقای ابراهیمی است. الان هم اردبیل زندگی می کنند.
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد. (اصل 23 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)
یه کتاب از ساراماگو گرفته بودم که تا حالا فرصت نشده بود بخونمش. قسمتی از توضیحات پشت جلد کتاب رو می نویسم:
« کتاب در دست که از آخرین نوشته های ساراماگو است و همچنان به سبک و قالب قصه ها و حکایت های کهن پرداخته شده است. اما خواننده ای که در آغاز گمان می کند که انگار حکایتی کودکانه را می خواند٬ سرانجام در می یابد قصه ای عاشقانه را خوانده است٬ قصه ای فیلسوفانه که یادآور ولتر یا سوئیفت است٬ و فقط با درک استعاره های ظریف و پر معنای ساراماگو می توان به عمق و قوت آن پی برد. »
این کتاب که توسط نشر مرکز منتشر شده ترجمه محبوبه بدیعی است و قیمت آن هم ۱۰۰۰ تومان. کل کتاب ۶۲ صفحه است که با فونت بزرگ هم نوشته شده و در کمتر از یک ساعت می شه خوندن اون رو تموم کرد.

تصویر بالا روی جلد نسخه اصلی کتاب هست.
در این لینک کلیه کتاب های این نویسنده معرفی شده اند.
-----------
جلسه مجلس که از رادیو پخش می شد رو ضبط کردم. مطمئنا خیلی ها این کار رو کردند. یکی از جالب ترین قسمت ها همون جایی بود که نوباوه در حال افشاگری درباره همکار سابق خودش بود. کاری که دکتر ما هم علاقه وافری به اون داره. «آقای کردان شما الان هم دارید دروغ می گید. شما لیسانس و فوق لیسانس هم ندارید» این خبر نشون می ده که واقعا دکتر جان ما به تعهد بیشتر از تخصص اهمیت می ده. خیلی بیشتر. خیلی خیلی بیشتر و عجب پشتکاری داره این برادر بسیجی و جانباز «کردان» که با وجود اینکه همسرشون نیاز به کمک ایشون دارند در این زمان بیماری، باز هم دست از خدمت بر نمی دارند و می خواهند باز هم پا به عرصه خطیر خدمت بگذارند و افتخاری دیگه به افتخارات دوران خدمتشون اضافه کنند. وای چه رمانتیک!
پ.ن: امروز تلویزیون ملی دولتی راستی مذهبی افشاگر ایران داشت خبری در اخبار مخابره می خرد (ببخشید می کرد) که روستایی که در سال های قبلی (روی این قسمت خیلی تاکید شد و بارها تکرار شد) از نعمت راه محروم بود الان راه دار شده. دستش درد نکنه.
پ.ن۲: خدایا ما را همینطوری نفرما. ختم به خیر بفرما!
پ.»۳: گلی که این کنار وبلاگم درومده قشنگه؟ من عاشق نرگسم.
بازم یه سال دیگه رسید تا ما که همدیگر رو نمی شناسیم دور هم جمع بشیم. برای کسانی که نمی شناسیم. فقط می دونیم که میشه با یه کم زحمت، دلخوشی کوچیکی برای کسانی که دل خوشی از این روزگار ندارن، ایجاد کنیم. هر سال جمع می شیم تا به خودمون یاد آوری کنیم که مردم فقط ما نیستیم. مایی که گاهی فقط از سر تفنن پای اینترنت می شینیم. مایی که گاهی فکر می کنیم غم های کوچیکمون بزرگترین غم های جهانن. مایی که خودمون رو در رنگ ها غرق می کنیم تا رنگ خاکستری و سیاه رو نبینیم.
خواستم طعم زندگی رو بچشم٬ مُردم.
شب عروسی خیلی خوش گذشت. تا یه هفته هم خوش گذشت. بعد از اون هر دو خسته شدند. دوست داشتند تمومش کنند. اما بازی هنوز تموم نشده بود.
- هر چقدر لازم باشه.
فقط نظرتون به اسامی تعدادی از رپر های ایران جلب می کنم. همین:
رضایا - مهران مستی - آرمين 2AFM - عماد Pitboy - طوفان - D.N.A - رهبر - Kay-Z - سینگل - Jayson - حمید رضا (عجب!) - رامبد - خسته - سیامک - سیاه سفید - محمد غیرت - اشکان استار - شروین - پریشان - Anti War - علی پرهیز - علی dess (این دو تا آخری با هم یه شعر از عطار نیشابوری رو اجرا کردند) - حسام استپس - بابک تیغه - مانی - هانی - ساسی مانکن - حسین مخته - زد با زی - یاس - هیچکس - پیشرو - ابلیس - فلاکت - تهی - عرفان (!!!!)
حالا نظرتون رو به دیدن چند عکس از این هنرمندان کشورمون جلب می کنم:

--------------
حالا قسمت جالب این پست می دونی چیه؟ اینکه این اسامی باعث افزایش بازدید کننده من میشه. البته من قصد توهین نداشتم به هیچ کدوم ها. فقط اطلاع رسانی بود!
پ.ن: به رسم رعایت کپی رایت بگم که تمام این اسامی و عکس ها رو (به غیر از عکس هیچکس) از وبلاگ دبش آنلاین برداشتم.
پ.ن بی ربط: قسمتی از متنی که در لینک های روزانه گذاشتم با عنوان منتقدی که فقط چهار قسمت lost را دیده بود:
«اخلاق حرفهای شما چطور به شما اجازه میدهد با دیدن ناقص یک اثر تلویزیونی درباره آن چنین نظراتی دهید؟» این اعتراض تند یکی از حاضران بود که با هیچ جواب روشنی از سوی طالبزاده پاسخ داده نشد. بعد از جلسه نیز طالبزاده در برابر سؤالات آنها پاسخ داد که چون سی سال فعالیت سینمایی داشته و فراوان به آمریکا رفته، پس با دیدن یک سکانس یا یک پلان از یک فیلم یا سریال حق دارد و میتواند درباره فضا و لحن و ساختار و داستان و ویژگیهای فرمی و غیرفرمی حاکم بر آن سخن براند.
لینک دوم هم یک داستان کوتاهه که اصلا نمیشه هیچیشو نوشت. باید خودتون بخونید: از این لینک
---------
پ.ن بی ربط: حالم از شوخی های بچه گانه و احمقانه بعضی به ظاهر بزرگ ها متنفرم!
پ.ن ۲: «یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم
شاید بهتر باشد که دست به دست هم دهیم بی هیچ سخنی
... » احمد شاملو-کاشفان فروتن شوکران
پ.ن: بعد از ۴۰ ساعت که برق کل شهر قطع بود چند ساعتی برق وصل شد و دوباره برق رفت اما اینار یه برکت تازه هم اضافه شده و آب مناطقی از شهر هم قطع شده. خدا رو شکر. واقعا دست اون کسی که با تف تیر های برق رو به زمین چسبونده درد نکنه. دست اون کسی که سیستم رو یه طوری درست کرده که با یه بارون و برف همه چی به هم می ریزه درد نکنه. تنوع خیلی خوبیه برای زندگی این مردم خسته.
یک جفت کفشی که همان روز میان زباله ها پیدا کرده بود به پا کرد. کناری نشست و با خود فکر کرد: «من خیلی خوش شانسم»
باران نرمی شروع شد...
متن کامل را از وبلاگ ملکوت(روزنوشت های داریوش میم) بخوانید